عطا ملك جوينى

457

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

ملكين مزبورين داخل مخابرات گردد و ميزانى از ميل باطنى ايشان بدست آورد و سپس خود او بمقتضاى مصلحت وقت و مناسبت موقع عمل نمايد ، قرعهء اين فال بنام نسوى معروف مؤلّف كتاب سيرة جلال الدّين منكبرنى افتاد لهذا سلطان منشى مزبور را براى انجام اين مهمّ و پارهء مهمّات ديگر در اواسط سنهء 627 از خلاط بجانب اصفهان روانه ساخت ، نسوى از راه تبريز و قزوين و سين در 28 رمضان از سنهء مذكوره باصفهان ورود نمود « 1 » و از آنجا بتوسّط ارسال رسل با ملكين مشار اليهما بناى مذاكرات گذارده معلوم نمود كه ايشان هردو از دل‌وجان باطاعت سلطان راغب و از محو اسامى ايشان از دفتر جماعت گله‌مند و معاتب‌اند ، پس از انجام اين مهمّ نسوى از اصفهان به سمت رسالت از جانب سلطان جلال الدّين منكبرنى بنزد علاء الدّين محمّد از ملوك اسمعيليّهء الموت بصوب آن ديار حركت نمود كه چون خارج از موضوع گفتگوى ماست از تفصيل آن صرف نظر نموديم « 2 » ، در جمادى الأولى سنهء 635 دختر سليمانشاه را در بغداد به عقد مظفّر الدّين محمّد پسر امير جمال الدّين قشتمر از امراء معروف مستنصر در آوردند بحضور اقضى القضاة عبد الرّحمن بن اللّمغانى و نوّاب او بصداق هزار دينار « 3 » ، پس از وفات مستنصر در 10 جمادى الآخرة سنهء 640 و جلوس پسرش مستعصم و ختم عزادارى على الرّسم براى تغيير جامهء عزا از جانب وزير خليفه نصير الدّين بن النّاقد بعموم امرا و اركان دولت كه از جملهء ايشان يكى همين سليمانشاه صاحب‌ترجمه بود خلاع و تشريفات توزيع گرديد « 4 » ، خواهرى از آن سليمانشاه موسوم بملكه خاتون در حبالهء نكاح عزّ الدّين

--> ( 1 ) نسوى ص 211 ، ( 2 ) ايضا ص 210 - 214 ، ( 3 ) حوادث الجامعه ص 102 ، ( 4 ) ايضا ص 167 ( « سلمان شاه » در اين صفحه تصحيف « سليمان شاه » است ) ،